Teddy Bear

Capricorn


« 10 چيز كه خداوند در مورد آنها از تو سؤال نمي كند . »

1)خداوند از تو نخواهد پرسيد كه چه اتومبيلي سوار می شدی،بلكه از تو خواهد پرسيد كه چند نفر را كه وسيله نقليه نداشتند به مقصد رساندی ؟

2)خداوند از تو نخواهد پرسيد كه زيربنای خانه ات چند متر بود ،بلكه از تو خواهد پرسيد به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی ؟

3)خداوند از تو نخواهد پرسيد كه چه لباسهايی در كمد داشتی،بلكه از تو خواهد پرسيد به چند نفر لباس پوشاندی؟

4)خداوند از تو نخواهد پرسيد بالاترين ميزان حقوق تو چقدر بود،بلكه از تو خواهد پرسيد آيا سزاوار گرفتن آن بودی ؟

5)خداوند از تو نخواهد پرسيد عنوان و مقام شغلی تو چه بود ،بلكه از تو خواهد پرسيد آيا آن را‌به‌‌ بهترين نحو انجام‌ دادی؟

6) خداوند از تو نخواهد پرسيد چه‌تعداد‌ دوست‌ داشتی‌،بلكه‌ از تو خواهد پرسيد برای‌‌‌‌ چند‌ نفر دوست‌ و رفيق بودی ؟

7)خداوند از تو نخواهد پرسيد در‌ چه‌ منطقه‌ای‌ زندگی می‌ كردی‌ ،بلكه‌ از تو خواهد پرسيد چگونه‌ با‌‌‌‌‌ همسايگانت‌ رفتار‌ كردی‌ ؟

8)خداوند از تو نخواهد پرسيد پوست‌ تو چه رنگ بود ،بلكه از تو خواهد پرسيد كه‌چگونه انسانی‌ بودی‌ ؟

9)خداوند از تو نخواهد پرسيد چرا اين قدر‌ طول‌ كشيد تا‌ به جستجوی‌‌‌‌‌ رستگاری بپردازی‌ ،بلكه با مهربانی‌ تو را به جای دروازه های جهنم ،به عمارات‌ بهشتی خود خواهد برد‌ .

10)خداوند از تو نخواهد پرسيد كه‌چرا اين‌ مقاله را برای دوستانت نخواندی،بلكه خواهد پرسيد آيا از‌ خواندن‌ آن برای ديگران در وجدان خود احساس شرمندگی می كردی ؟

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

 

به خاطر احساساتی که فريب می خورند ،

به خاطر قلب هايی که می سوزند ،

به خاطر انسان هايی که طرد می شوند و

به خاطر محبّت هايی که هرز می روند ،

از عشق گريزانم !

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢۸ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

 

من نديدم بيــــــدی سايه اش را بفروشـد به زمين

رايگان می بخشد، نارون شاخه ی خود را به کلاغ

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

« مرگ »

ــ يكي مي گفت : براي مردن ، نياز به تشريفات آنچنانی نيست . كافی است فقط نفس نكشيد .
ــ يكی می گفت : مرگ را غنيمت بدانيد تا به دشواری زندگی نكنيد .
ــ مرگ و زندگی سر همه چيز مشكل دارند ، به جز مرگ و زندگی!
ــ يكی می گفت : مرگ و زندگی دو مقوله است در يك مقاله !
ــ مرگ ، شلاق حوادث است ولي افسوس كه بيدار كننده نيست .
ــ در زندگی ، حل مسئله بودن و نبودن به عهده مرگ است .
ــ مرگ ، پوزخند زدن به خورشيد از قعر چاه است .
ــ مرگ مامور اجرای « قانون » طبيعت است .

ــ مرگ ستايش آخر زندگی است .

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

 

سيزده به در در فلسفه وجودی خود نوعی احترام به طبيعت و دست نخوردگی آن است و از جمله مراسم و آئين هايی است که در طول هزاره ها به عشقی که مردم فلات ايران به طبيعت آن هم در آغاز‌‌‌‌‌‌‌ بهار داشته اند ، زنده است !!

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

 

خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه ، باغها پوشيده از گل.
خدا قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه .
خدا روزهاي بی غصه و شاديهاي بدون غم و سلامتی بدون درد رو هم قول نداده.
خدا ساحل بی طوفان،آفتاب بي بارون و خنده هاي هميشگی رو قول نداده.
خدا قول نداده كه تو ، رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی .
خدا جاده‌های‌ آسون و هموار ، سفرهای بی معطّلی رو قول نداه .
قول نداده كوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن .
رودخونه ها گل آلود و عميق نباشن .
قول داده ؟
ولي رسيدن يه روز خوب رو قول داده .
خدا روزي روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و كمك در كارها و عشق جاودان رو قول داده.
پس ، ناملايمات زندگی رو شكر بگو و فقط از خودش كمك بگير كه او جاودانه است و بس.
نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه كه از سرعت كم می كنه ، امّا همين دست انداز نويد يه جاده ی صاف و وسيع رو بهت می ده ، پس زياد تو دست انداز نمون !!
وقتي حس كردی به اون چيزی كه مي خواستی نرسيدی ، خدا رو شكر كن ، چون اون می خواد تو يه زمان مناسب تر غافلگيرت كنه و يه چيزي فراتر از خواسته ی الانت بهت بده.
يادت باشه ، تو نمي تونی كسی رو به زور عاشق خودت كنی ! پس تنها كاری كه می تونی بكني اينه كه شخصی دوست داشتنی باشی و در نظر مردم با ارزش جلوه كنی .
بهتر اينه كه غرورت رو به خاطر عشقت فراموش كنی تا عشقت رو به خاطر غرورت!

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

 

می خوام به گذشته برگردم ، وقتی همه چيز ساده بود .
وقتی داشتم رنگها،جدول ضرب و شعرهای کودکانه را ياد می گرفتم.
می خوام فکر کنم که دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند.
می خوام ايمان داشته باشم که هرچيزی ممکنه !
می خوام از پيچيدگی های دنيا بی خبر باشم .
می خوام به نيروی لبخند ،ايمان داشته باشم،به يک کلمه ی محبّت آميز.
به عدالت ، به صلح ، به باران، ...

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۸ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

 

اگر تمام آن همه را ديدم و شنيدم
اگر لب فرو بستم و نفس هم بر نياوردم
گمان مبر که همه درست بود و قبول داشتم
تنها سکوت کردم و خون دل خوردم
سکوت کردم تا شايد از ورای قفل زبانم احساسم را بخوانی !!
سکوت کردم چون حرفهای ما زمانی شنيده می شوند که گوشها آنها را دوستانه بشنوند.
ولی افســـــــوس ...

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٧ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

 

اندازه ي غول باشم اگر
يا قد بادام كوچولو
وقتي چراغ خاموش بشه
هم قد همديگه مي شيم
پولدار بشيم مثل يه شاه
فقير بشيم مثل گدا
وقتي چراغ خاموش بشه
ارزشمون يكي مي شه
سياه و قرمز و بنفش
نارنجي و زرد و سفيد
وقتي چراغ خاموش بشه
همه يه رنگ ديده مي شيم
شايد بهتر باشه خدا
براي درست كردن كارا
چراغها رو خاموش كنه !

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٦ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

« زمان »

ارزش يک سال را دانش آموزی که مردود شده می داند .
ارزش يک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنيا آورده می داند .
ارزش يک هفته را سردبير يکه هفته نامه می داند .
ارزش يک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد می داند .
ارزش يک دقيقه را شخصی که از قطار جا مانده می داند .
ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده می داند .

زمان به خاطر هيچکس منتظر نمی ماند .

ديروز به تاريخ پيوست .
فردا معما است .
و امروز هديه است .

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٤ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

« زندگی »

زندگی زيباست و هنگامی زيباتر می شود که ما آن را زيبا ببينيم و بخواهيم و نهالهای سرد نااميدی را در آن نکاريم و گلهای اميد را در آن پرپر نسازيم و آسانترين کارها را سخت نپنداريم و شک و ترديد در آن نداشته باشيم .
زندگی معمای پيچيده ای است که حل آن به زمان محتاج است وقتی احساس می کنی با خوشبختی چندان فاصله ای نداری سايه های شک و ترديد بر روی احساست سايه می افکند و دريای آرام وجودت را دچار طغيان می کند .
زندگی مانند جوی آبی است که گاهی روی آن يخ می بندد و در عين حال آب از زير يخها جريان دايمی خود را ادامه می دهد .
زندگی دو نيمه است. نيمه ی اوّل در انتظار نيمه ی دوم و نيمه ی دوم در حسرت نيمه ی اوّل.
زندگی آينه ای است در برابر چشمهايت که گاه می خندد و گاه می گريد .
زندگی در همين لحظه های امروز و فرداست.امروز می کاريم و فردا آنچه را که کاشته ايم درو می کنيم . پازل هايی به وسعت يک عمر در کنار هم چيده می شوند که آغازش بودن و پايانش رفتن است .
و بالاخره :

زندگی صحنه ی يکــــتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

صـــــــــحنه پيوســــــــــــــــــته به جاســــت

خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به يــــــــــاد

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

 

بهاری ديگر آمد ؛

پروردگار يگانه را سپاس می گوييم که کردار نيک و انديشه نيک را به ما هديه داد

تا زندگی را آن‌‌گونه‌ که بايد‌ به‌ انجام‌‌ رسانيم .

نوروز ۸۳

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

 

به نام او که هستی از اوست .

صندوقچه ی دل را می گشايم و با نام او سخن را آغاز می کنم . او را که
کلام تمام موجودات را می شنود حتّی درد و دل مرغک دريايی را در نيمه
شب از ميان امواج دريا .

و از او می خواهم که الهی مرا آن ده که آن به.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸۳ - Nazi

Nazi