« مرگ »

ــ يكي مي گفت : براي مردن ، نياز به تشريفات آنچنانی نيست . كافی است فقط نفس نكشيد .
ــ يكی می گفت : مرگ را غنيمت بدانيد تا به دشواری زندگی نكنيد .
ــ مرگ و زندگی سر همه چيز مشكل دارند ، به جز مرگ و زندگی!
ــ يكی می گفت : مرگ و زندگی دو مقوله است در يك مقاله !
ــ مرگ ، شلاق حوادث است ولي افسوس كه بيدار كننده نيست .
ــ در زندگی ، حل مسئله بودن و نبودن به عهده مرگ است .
ــ مرگ ، پوزخند زدن به خورشيد از قعر چاه است .
ــ مرگ مامور اجرای « قانون » طبيعت است .

ــ مرگ ستايش آخر زندگی است .

/ 8 نظر / 6 بازدید
haleh

سلام نازی خانوم....اومدم باز ديد پس بدم!!! متنوع و جالب می نويسيد......ممنون که مهمون پاييز صحرا شدی.....ولی اگه به کسی نگی من از مرگ خيلی می ترسم!!! می ترسم بريم اونور خبری نباشه....راستش گاهی افکارم پريشون ميشه و به همه چيز شک می کنم....اين هم از سستی ايمان منه نمی دونم..........بگذريم.........موفق باشی....

بار کد

يکی از راه های خوشبختی ناچيز دانستن مرگ است

امين

سلام.از اين كه پيشم اومدي و كمكم كردي ازت ممنونم.... راستي تو هم كه در مورد مرگ نوشتي.....

علی

سلام...ممنون که به ما سر مي زنی....آپديت کردم...من همون جزيره بودم....خاکی و صميمی و گرم...واسه عشق بازی موجا....قامتم يه بستر نرم....موفق باشی

>>>M.F.2<<<

انسان نمیتونه از مردن فرار کنه و به قول قدیمیها این شتریه که در خونه هرکسی میخابه پس خوشابحال اوناییکه سربلند میمرند. وبلاگ جالبی داری......بیا از اون طرفا بهت بد نمیگذره.......باااااای

بابک

سلام...مرسی که بهم سر زديد...از آشنايی با شما واقعا خوشحالم

هوادا

ازت ممنون که به وبلاگم سر زدی بازم بيا

نوید

مرگ يا پايانِ پايان است يا پايانِ آغاز،و شايد هم خواب دوم...!